X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های یک دانشجو
دست نوشته های یک دانشجو ******کجاست آن که برکندن،ریشه ظالمان عالم مهیا گردید؟... کجاست آن که آرزومندیم قرآن و حدود آن را احیا سازد؟...کجاست آن که شوکت ستمکاران را درهم می شکند؟...(از دعای ندبه) ******* اللهم عجل لولیک الفرج

زندگی تکرار روزهای بی تکرار است
<--پایان متحرک-->
سخنان روز:
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1385
زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست

دل من دیر زمانی است که می پندارد :dosti

 

« دوستی » نیز گلی است ؛

 

مثل نیلوفر و ناز ،

 

ساقه ترد ظریفی دارد .

 

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

 

جان این ساقه نازک را

 

                       - دانسته-

 

                          بیازارد !

 

در زمینی که ضمیر من و توست ،

 

از نخستین دیدار ،

 

هر سخن ، هر رفتار ،

 

دانه هایی است که می افشانیم .

 

برگ و باری است که می رویانیم

 

آب و خورشید و نسیمش « مهر » است

 

گر بدانگونه که بایست به بار آید ،

 

زندگی را به دل‌انگیزترین چهره بیاراید .

 

آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف ،

 

که تمنای وجودت همه او باشد و بس .

 

بی‌نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس .

 

 

زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست .

 

 

در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ،

 

عطر جان‌پرور عشق

 

گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز

 

دانه ها را باید از نو کاشت .

 

آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان

 

خرج می باید کرد .

 

رنج می باید برد .

 

دوست می باید داشت !

 

با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد

 

با سلامی که در آن نور ببارد لبخند

 

دست یکدیگر را

 

بفشاریم به مهر

 

جام دل هامان را

 

                مالامال از یاری ، غمخواری

 

بسپاریم به هم

 

بسراییم به آواز بلند :

 

- شادی روی تو  !

 

   ای دیده به دیدار تو شاد

 

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

 

تازه ،

 

        عطر افشان

 

                   گلباران باد .

 

 

فریدون مشیری

 

gol

 


عناوین آخرین یادداشت ها

خوش آمدید

کنترل آهنگ وبلاگ

آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 96250